مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

270

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

به تسبيح و تقديس حق بدين وجه فرموده است كه : نزد ما كه اهل كشوف و عرفانيم آن است كه : مسمّى به جماد و نبات و حيوان جمله را ارواح است و حيات و نطق ؛ امّا احساس آن : چنان كه از انسان مىتوان كرد از ديگر چيز نمىتوان كرد ؛ به غير اهل كشف ، كه ايشان از همه ، احساس نطق به حمد و تسبيح و تقديس مىتوانند كرد . و هم ، شيخ - قدّس سرّه - مىفرمايد كه : آن تسبيحى كه اهل كشف از جماد و نبات و حيوان مىشنوند ، نه آنست كه به زبان حال است ؛ بلكه به زبان فصيح قال است . آن كس كه نه از اهل كشف است ، و به سخن اين طايفه اعتقاد مائى دارد « 57 » چنين مىگويد كه : هرآينه مسبّح و مقدّس باشند به زبان حال . و حال آن است كه چنين نيست ؛ كه ما نيز بعد از آنكه به اين معنى ايمان داشتيم ، بطريق عيان در حالت كشف از سنگريزه‌ها در بيابانها به زبان فصيح ذكر صريح شنوديم ، و به چشم سر ، عيان ، مشاهدهء اين حال كرديم ؛ امّا به لسان نطق : تسمعه آذاننا منها و تخاطبنا مخاطبة العارفين بجلال اللّه مما لا يدركه كلّ انسان . و اين ضعيف كه بوى كشف به مشام ايّامش نرسيده در حضورى كامل آواز ذكر لا إله الّا اللّه ده نوبت متوالى از كوزهء آبى كه آن كامل از آن وضو مىساخت و آب مىآشاميد ، شنيده . و آن كامل حاجى عبد السلام نام - قدّس سرّه - با اين احوال در بلدهء خنج كه از نواحى شيراز است - ديده - و ما شهدنا الّا بما علمنا . فان قلت بالتنزيه كنت مقيّدا * و إن قلت بالتشبيه كنت محدّدا و ان قلت بالامرين كنت مسدّدا * و كنت إماما فى المعارف سيّدا

--> ( 57 ) - ن : اعتقاد تامى ندارد ( ت ) اعتقاد باقى دارد ( ش ) - اعتقاد ما ( اعتقاد مختصر و مبهم ) .